واقعا قشنگه
فردی چند گردو به بهلول داد گفت :
بشکن و بخور و برای من دعا کن
بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد
آن مرد گفت : گردوها را می خوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...!
بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که خواجه خود روش بنده پروری داند...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۴۱ ب.ظ توسط شهرزاد
|
من دلم می خواهد